تبليغاتX
تا خوشبختی راهی نیست

تا خوشبختی راهی نیست

بی شیله پیله

خرداد
سلام

خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببین نمیخواستم حالا آپ کنم ولی دل یه نفرو شکوندم مجبور شدم

خودش میدونه کیه..............

عمو ببخشید

من نمیخواستم ای جوری بشه خودت مجبورم کردی

دوباره میذارمت تو پیوندام

ولی ناراحاتم از این که باید بری پیش اونایی که تازه لینک شدن

خوب حالا که آپ کردم پس بذارین یه چیزایی هم بگم

من از بعد عید دیگه نمیتونم بیام

خیلی متاسفم

آخه مامانی میگه مودمو  شارژ نمیکنم برات تا بعده امتحانا

فک کنم باید حسابی درس بخونم

ببینم شما که نمیخوایین آجیتون بدبخت شه؟؟؟؟؟؟؟

پس بای تا بعد از خرداد

راستی خرداد تولد آرشم هست

از الان براش یه آپ آماده میکنم نگه من بی وفام

میذارم برا نمایش درآینده

دلم براتون تنگ میشه

همتونو دوس دارم

عمو شماهم ببخشید

بـــــــــــــــــــای

[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 14:16 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
تولد کسری جونم
تفلد تفلد تفلدش مبالک مبالک مبالک

تفلدش مبالک

کسری جونم ایشالله ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ساله بیشی

اینم بذارم قشنگه

داداشی دوست دارم

طلا بشه فدای داداشی جونش

داداشی دوست دارم

تولدت مبارک

فکر کنم این دیالوگو دوبار گفتم

 

 

     

     

اینم اول اسم منو آرش و کسری و عرفان

...

داداشی برو ادامه مطلب رمزشو واست اس میکنم

لطفا کسی درخواست رمز نکنه

دوست دارم

بای


ادامه مطلب
[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 16:33 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
عیدمون مبارک

 سلللللللللللللللام

احوالت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوش میگذره؟؟؟

مارو نیمیبینی خوشحالی؟؟؟

به قول خودمون ها ها ها ها........

اومدم سریع عیدو تبریک بگمو برم..............

خوبیم ماهم خوبیم

اینیستا هم دس بوسه سلام میرسونه...............

میگما مهمون داریم

برم بازم میام

باش؟؟؟

نه؟؟

میمونم

 

 

 

خیلی شد دیگه

برم؟؟؟

رفتم...............

بای

(این آپ در حالی که بی هدف بود ولی قابل هضم بود.نوش جان.....)

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 21:37 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
دوست دختر آرش

چی بگم؟؟

چی میتونم بگم

نمیدونم چمه فقط میدونم که............

بذارین بگم براتون

دیشب با آرش و کسری قرارا داشتم که وقتی ر30دم یه چی دیدم که حالم بد جور گرفته شد

یه چی تو مایه هایه برق گرفتگی بود

بله

وقتی ر30دم دیدم آرش با یه دختری ایستاده بود سر قرار اول خیال کردم فقط ایستادن اون جا و هیچ نسبتی با هم ندارن

اما زهی خیلا باطل(با عرض پوزش)این به شیوه  ی ادبی بود

هقققققققققق

رفتم نزدیک آرش دیدم دوس دخترش که خیلی هم خوشگل بود داره خودشو هی میچسبونه

آرش زیاد تحویلش نمیگرفت ولی به هرحال اگه دوسش نداشت که باهاش دوس نمیشد

حالم گرفته شده بود به معنی واقعیه کلمه

اون لحظه احساس کردم دنیا داره دور سرم عمو زنجیر باف بازی میکرد.....

هاچ و واج مونده بودم همی جوری....

الان دیگه طلا 2012 نیستم بلکه طلای بخت برگشته هستم

بذارین  براتون توصیف کنم نوع پوشش این دو کبوتر غاز مانند رو

آرش یه بلوز چارخونه ی قرمز و مشکی پوشیده بود شلوار لیه آبیه پاره پوره کفششم اسپرت سفید بود

موهاشم زده بود بالا

به هرحال میتونم بگم خیلی خوشگل شده بود

از همیشه قشنگ تر..............

دختره هم یه جورایی با آرش ست کرده بودو مانتو قرمز پوشیده بود

ولی خدارو شکر من مانتو فرمزمو نپوشیده بودم

او یکی آبی تنم بود.........

بازم خوبه کسری بود وگرنه من باید تا آخرش همی جور تنها راه میرفتم

چون از همون اولش دست نکبتیه ای دختره تو دستای آرش بود

بابا سیریش دیده بودیم ولی مثه اینو نه اه ه ه ه ه ه ه ه

آرشد و س ت د ا ر م

شما بگین آخر این ق۳ غمگین چی میشه

میرسم بش؟؟

خیلی دوسش دارم

نظرتئنم درمورد دوس دختر آرش بگین

حتما

برم دیگه

خسمه

بای

راستی اگه آرش باش به هم زد بتون خبر میدم........

بابای........

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

جرم من چیست؟؟عاشقی........

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 0:56 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
یه راس برو ادامه مطلب.آهنگم
[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 10:15 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
مزخرف اما قشنگ
نمیدونم

چی رو؟؟

همه چی رو..

ببینم تو رو  دیدمت برو

مسخره

لووووس

ننر

طلا خو چته؟؟؟

به خیالم آرش ازم دلگیره..

چرا پ؟؟؟دوباره چیزی بش گفتی؟؟

نه بهم گفته بود دیشب آپ کنم منم خسم بود آپ نکردم

چته؟؟

دارم فکر مینم ببینم انقدر مسئله ی مهمی هست که به خاطرش دلش بگیره ازت..

خو فک کن

خوداشتم میکردم نذاشتی

ببخشید

طلا ساکت

قیافم لوچ شد بگو دیگه

باید از خودش بپر۳۰

برو بمیر زحمت کشیدی ..... من الان مثـــــــــــــــــلا خیلی خوشحالم

خوب از چی بگم براتون...دنبال چی  میگردین؟؟خنگول رفت..........

او روز با کسری و عرفان رفته بودیم خونه آرش خیلی هم خوش گذشت فقط نمیدونم چرا وقتی میرم اونجا گرمم میشه.....

داشتم میمردم از گرما ولی هیچی نگفتم

عرفان زودتر ازهمه برگشت خونشونو من وآرش و کسری مونده بودیم..

داشتیم گوشی ها هم دیگه رو کیشیک میدادیم"من وسط آرش و کسری نشسته بودم"

وااااای مردم ازخجالت روم نمیشه بگم

بذارین برا یه وخ دیگه..

آب شدم خو

اه اه

اگه آرش زورم کرد که باید بگی این آپ رو ویرایش میکنم

بای

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

سلام ارشم

نویسنده وبمم دیگه

اگه بیشتر میخوای بدونی ازم بپرس

ببخشید مزاحم شدم به درخواست خودشه الان اس داد گف براش ویرایش کنم

خب طلا خانومی ادامشو مینوشتی دیگه با انبر باید ازت اپ کشید

منم از دستش ناراحت نیستم برا خودش میگه

اصلا من کی گفتم ؟خواب بودم تو لباسام رو تختم تو خونه

بعد با بی حوصلگی اومدم نت با حوصله شدم که شب برم بیرون میگه به خیالم از ارش دلگیرم

ووووووییی شدم منشی تلفنی مگه تلفن میذاره؟من برم جواب بدم

بدرود 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

منم طلا

آرشکم ممنون ولی چیزی رو که خواستم بگی نگفتی

اکشال نداله

الان وقتش نیس ایشالله بعده هااااااااا

نگاه آرش بم اس داده که:طلا زشت نوشتم نه؟؟؟چرتو پرته پاکش کن هق

منم گفتم:نه بابا الان دارم جوابتو میدم

قربونش

ایشالله هروقت روم باز شد میام جریان بوسه رو میگم

بای

[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 17:55 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
یوهووووووووووووووو یوهووووووووووووووو یوهووووووووووو
سلام به همه برو بچ بیکار و علاف خودمون

راستش نمیدونم باید از کجا شروع کنم.

فقط میدونم دیشب اخبار اعلام کرد که گردوخاک زیادی تو راهه و تا فردا ظهرشم ادامه داره

امروز رفتیم مدر۳ بد خاکی نشسته بود ما هم هی سرفه میکردیم

زنگ اول ریاضی داشتیم دو زنگ آخر هم زبان(شکلکام به نوشته هام ربطی ندارن مثل خودم که به قیافم ربطی نداره)هههههههه

که خوشبختانه سر هیچ کدومشون نشستیمو نخواهیم نشست

داشتم میگفتم از ما سرفه از آموزش و پرورش شهرمون بی خیالی و ندونم کاری

بعد همه بچه ها مدرسه دور هم جمع شدن تو  راهرو طبقه بالا باهم دس به یکی کردیم که تا میتونیم سرفه کنیم

خلا۳ ناظم بیچارمون که نتونس چارمون کنه زنگید به مدیرمون

همه دورشو حلقه گرفته بودیمو سکوت وهم ناکی فضای سالن پایین مدرسه رو پر کرده بود.

بعد گفت:باشه پس بگم..... ادامشو نذاشتیم بگه و من یه جیغ بلندی زدمو همه بچه هاهم دنبالم دویدن و رفتیم طبقه بالا کیفامونم برداریم

من انقد خوشحال بودم که نمیدونستم چیکار کنم

فکرشو کننین از خوشحالی داشتم میگفتم:رونالدو طلا دورت بگرده ولی الان که دارم فک میکنم میبینم من چه دیووونه ای بودم که اینو گفتم

دیشبم خو بردن ولی به زوری...

به ما چه  بخیل مردم نیستیم که...

خوب داشتم میگفتم بعدش همه برو بچ زنگیدن که بیان دنبالشون

منم به مامان زنگ زدم

گفت من که الان  نمیتونم(سرکاربود)

زنگ زدم به جفت مامان گفت تا ۱۰ دیقه دیگه میام

اما دلم خون شد تا اومد من تا ساعت۸ دقیق مدرسه بودم

کلید خونه هم یادم رفته بود  تو اون یکی کیفم بود آخه او  روز با آرشینا بیرون بودم....

هی هرچی من میخوام اسمشو نیارم نمیشه خو...

بذارین بگم براتون:همین۵ شنبه آرش بم اس داد:ساعت۶ بستنی فروشی لاریسا..

منم بش گفتم آرش قرار گذاشتی؟؟؟

گفت دس کار عرفانه

باورتون نمیشه انقد خوشحال شدم

آخه عرفان معمولا کم برنامه قرار میذاره.یا درس میخونه یا اگه نخونه آرش برنامه میچینه

دلم که نه زبونم بگه براتون:ما رفتیم همه برقای شهرم رفته بود

ولی بیشتر حال میداد

جیگرشو بخورم یه پالتو بلندی پوشیده بود بعد اینو باز گذاشته بود شلوارشم خوپاره پوره که نه زخمی به معنی واقعی کلمه

موهاشم زده بود تو صورتش

خیلی ناناش شده بود به قول خودش...

بعد من تو راه بودم بهش اس دادام:همه جا برق رفته...کجایین؟؟؟

جوابمو ندادا وقتی رسیدم سر لاریسا با عرفان و کسری و یه چن نفر دیگه که خودشون خوب میدونن کین

ایستاده بودن

واااااااای دسم درد گرفت

خیلی خوببعد من رفتم اول به عرفان دس دادمو بغلش کردم بعدش اومدم به کسری دس بدم که آرش دستشو اورد جلو منم مجبور شدم به آرش دس بدم ولی بعد که رفتم سمت کسری بعد بغلشم کردم

دیدم وقتی رفتیم داخل آرش ناراحت بود

بم گفت تو اونارو بغل کردی ولی منو....

آرش:من میگم همتون کسری رو دوس دارین ولی شما میگین نه

گفتم غلط کردم انقد التماسش کردم بازم بی فایده بود...

بعد منو آرش آیس پک سفارش دادیمو کسری و عرفان هم بستنی خوردن که خودش یه ماجرایی داش

موقع نشستن آرش میگف بریم این ور کسری و عرفان میگفتن نه اون ور

منم دیوووووونه کرده بودن

ولی نه حرف اینا شد نه حرف آرش...

خیلی نوشتم خسم شد

بقیشو تو آپ بعد

بابای

راستی گفتم بتون آرش و کسری بوسم کردن؟؟؟

اوروز خونه آرشینا دوتاشون با هم یکی از ایور یکی از اون ور

مال۲تاشون خوشمزه بود

ادامه هردوشون برا بعد

بای


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 9:17 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
آرشینا کین؟؟
یا ایهاالذین آمنوا ترو خدا کاری به کار اونایی که ایمان نیوردن نداشته باشید

بذارین زندگیشونو کنن

خیلی خوب

سلام...خوبی تو؟؟؟؟

میگم بعضی هاتون میاین ولی آپای من رو نمیخونین

باید بگم که خیلی ازدستتون ناراحت میشم که نمیخونین چون من مال همگی رو میخونم

خوب قصد نداشتم حالا حالا ها آپ کنم ولی به دلایلی مجبورشدم..راستی اگه میبینید این آپم شکلک نداره به خاطر اینه که من الآن خونه خالمیانا هستم و سرعت اینترنتشون خیلی خوبه ولی نمیدونم چرا به جز وب خودم هیچ وب دیگه ای باز نمشه

آخرشب که رفتم خونه شیمی میخونمو اگه تونستم2باره میام و شکل میذارم

ولی احتمالش کمه

خیلی خوب

برم سر اصل مطلب

مطلبی که به خاطرش اومدم آپ کنم

یه چندتا از دوستای خوشجلم اومدن و گفتن این آرش و عرفان و کسری کین که اسمشونو میاری تو وبلگت

1:تروخدا فکرای بد به ذهنتون خطور نکنه

2:من اهل ای برنامه ها نیستم

3:آرش پسر خالمه و کسری و عرفان هم پسر دایی هام

4:یعنی درواقع من میشم دخمر خاله ی آرش و دخمر عمه ی کسری و عرفان

5:undrestand؟؟

حالا یه سوال میپرسم که اگه جواب ندی ایشالله شوهرت یا زنت کچل از آب دربیاد

نظرتن در مورد آرش چیه؟؟؟منظورم اینه که.....وایسا ببینم نکنه  چنتاتون  آرش رو نمیشناسین!!!

تو وبش  که میرین به سلامتی؟؟؟

خوب اگه نمیری این آدرس وبشه http://www.iker1981.blogfa.com/

حقیقتش اینه که من تو دنیا با این3 نفر بودن رو به هرچیز و هرکسی ترجیح میدم

من خیلی بهشون وابسته ام

هر3تا شونم به یه اندازه دوس دارم

اینو خودشونم میدونن

یادش بخیر شب تولدم 3 تاشون اومدن تو اتاقم آهنگ گذاشتیمو تو نیم مترجا رقصیدیم

البته نیم متر جا که نه.....اصطلاح بود

میدونی که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه چیز دیگه ای  رو که باید بگم اینه که من اگه تا الان زنده ام فقط به امیده اینه که اونارو دارم

خیلی بهشون وابسته شدم

یه چیز بگم از رقصیدن عرفان:خوب من داشتم  با کسری میرقصیدم آرش هم ازم فیلم میگرفت ولی دیدم عرفان فقط ایستاده و نگاه میکنه

رفتم پیشش و  دستشو گرفتم که برق3 باهام ولی تکون نمیخورد

قربونش نمیدونم ولی فک کنم بچه خجالت کشیده بود

عرفان یه بارساییه اصله و اون 2تاهم منچستری

البته بعضی وقتا وا3 این که حر3 منو عرفان رو دربیارن میرن طرف رئال

خوب آرش و عرفانن دیگه نمیشه بیشتر از این ازشون توقع داشت

چقد ای عرفان حلال زادست

همی الان داره بهم تک میزنه

یه چند لحظه لطفا

:

:

:

:

داشتم میزنگیدم بش

ببخشید

خوب فک کنم دیگه همگی فهمیدن آرش و کسری و عرفان کین؟؟؟

خیلی کار دارم برم دیگه

همتونو دوش دالم

بابای...

 
    
تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست
تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست
سلام امروز اومدم چندتا عکس بذارمو برم
یکیشو که خیلی دوس دارم این جا میذارم بقیشو تو ادامه مطلب
حتما برو
بابای
یادم رفت بگم
این ترکیبی ازچهره ی رونالدو ومسی است
بیچاره مسی
 
 عکس

ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 21:3 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
فردا تعطیله
 

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ        متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ   
 

 سلام به همه ی دوستای خوب و مهربونم

یووووووووووووووووووووووووووهووووووووووووووووووووو

فردا مدارس تعطیله

وااااااااااااااااااااااای چقد خوشحالممتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

 

یه کلمه هم درس نخونده بودم

به به به

داغ دوریه لادن از سرم پرید

به آرش زنگیدم که خبرش کنم جواب نداد

حتما امیریه

دیشب با خاله کوچیکم رفته بودم بازار یه پسر خلی سوسک گرفته بود دستش و راه میرفت

بهش گفتم بخورش

گفت اوردمش براتو

گفتم نه شما سروری

گفت تو چی تو سوسک خوردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم پ ن پ تو آدمیت

یکی گفت۲۳۶تا جوابش دادم؟؟؟؟؟

بابا بچه بود چرا فکر بد میکنی؟؟؟

میگم یه عکس گذاشتم تو ادامه مطلب دوس داشتی برو ببین عکس خودمه

میگم بی ادبا نیان این جا خودش میدونه کی رو میگم

خوب دیگه از چی بگم براتون؟؟؟؟؟

هاااااا

او روز با کسری و عرفان رفته بودیم خونه آرش

آرش با آب برامون موزیک زد

دورش بگردم چقد خوشجل شده بود

تیریپ آرشی زده بود

راستی آتنا ممنون که نظرسنجیت شامل وب منم میشد بیا بغلم آجی

او روز سر کلاس ریاضی داشتم یه رمان میخوندم

که خیلی مضخرف بود رمان ترسناک بود

 آخر سر۲تا بچه ها مردن

راستش دارم به ازدواج با ایرانسل فکر میکنم آخه یه چند وقتیه همش اس میده

دارم بهش وابسته میشممتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

مامان دیوووووووووووووووونم کرد برم دیگه

بای

 

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ
این آپ دوباره نوشته شد
یعنی اول روز جمعه نوشتمش ولی امشب یک شنبه دوباره ازنو....

ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 23:0 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
لادنم رفت شدم تنها تر ازهمیشه
سلام قشنگ من به وجود زیبای تو

درود عاشقانه ام به چشم ها و مهربانی های تو

سلام مهربون

خوب کردی اومدی

خلا۳بگم تا یه مدتی طلا نمیتونه بیاد

لادن رفت رفت شیرازو منم دیگه حوصله هیچ کاری نارم

من فقط همین خواهر رو داشتم

خدایا کمکش کن بتونه راحت درساشو بخونه تااین چندسال زود تموم شه دارم دیوونه میشم

از همه حلالیت میطلم اگه حرفی چیزی زدم

آقای نیمارونالدو شماهم ببخش

امروز میخوام برم پیش شهرزاد جونم

تازگی هاهم با کسری و عرفان پیش آرش بودیموووووووووو

واستم یه آپ کنم برا همین موضوع که دیگه نمیتونم بیام

شاید بعد از امتحانات نوبت۲اومد

ولی شما با معرت بمونیااااااااااااااااااا

همتونو دوس دارم

بابای

[ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 13:1 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
آرش دلمو شکوند

سلام به همه ی خنزل پنزل ها

نه ببخشید با۲ختر همسایه بودم

میگم این قالب من چه طوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببینم آهنگامو که گوش میدین انشالله؟؟؟؟؟؟؟؟؟۲باره ای شکلکه هه هه

اگه گوش ندین پشیمون میشین هاااااااا خوددانی عمووووخواستم برقصی باش

آرش با عرفانو کسری رفتن بیرون به من زنگ نزدن

این دفعه دومشونه

یادش رفته که وقتی خواستم برم ۵ بعدی بهش اس دادام ولی گفت نمیتونم و از این حرفا

فقط میدونم که دلمو شیکوند

ای جوری

ولی من میبخشمش چون دوست جونیمه اینو خودش هم میدونه

رفتی من تو خونه تنهای تنها حوصلم سر رفته بووووووووودو هی آدامس بالون میکردمو میفرستادم اسپانیاا

وایسا اصلا ببینم کسری تو چرا خبرم نکردی؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلی بدی هرچی فک میکنم چرا به جواب نمیرسم

باشه شاید شماها اصلا ازمن خوشتون نیاد

اجباری نیست که

آرش تو هم اگه منو دوس نداشته باشی ولی من همیشه  دوشت دالم تو برو بای

ولی حالاااااااااااااااااااااا من میرم با هیچی

من چی بگم خدایه بزرگ من؟؟؟؟؟؟؟؟؟سرم درده حالمم خوش نیست

بهتره برم

دوست داشتین به ادامه مطلب هم برین

نه نمیذارمش تو ادامه مطلب همین جا

ولی فک نکنین چون این عکسه رو میذارم پس حالم خوبه هااااااااااااااااا

گذاشتم چون دوسش دالم

بای

1

[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 13:50 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
من اومدم خوش اومدم.آنا و شیدا و مارال جونم

سلام مهربونا

بایه چندتا نامهربون

به جز اونایی که تولدمو تبریک گفتن دیگه کیانگفتــــــــن؟؟؟؟برید از وبم بیرون

۱۶سال یش آجی طلاتون۱۱بهمن به دنیا اومد

و یه دخمر خوشجل البته اگه قبول دارین هاااا

الو سلام آنا جونم خوبی الان کار دارمخودم بهت میزنگم جی جی دارم آپ میکنم

خوب بعدش مارو بردم حموم دادن و تمیزمون کردن شدیم یه دسته گل

به دلیل سرمای زیاده اون زمان الان سرماخوردگی شدیدی پیداکردیم

 فقط نمیدونم چراانقد دیر عمل کرد؟؟؟؟

خلاصه آجی طلاتون با کلی ورزش

 و غذا  

شد اون عکس about الته ورزشش چاخان بود

هه هه

الانم هم دیوانه وار عاشق اینیستاست ودیوووووونه ی بارسلونا

ووووووااااااااااای ای همسایه بالایی دیوونمون کرد

پرسپولیس برده داره خودشو خفه میکنه اه

میگم شما نمیخواین کیکی چیزی بخورین تولدم بودهاااااااا

باشه پس کیک نمیدم اول کادوهامو بدید

مرسی آناجونم

اینم کادوی شیدا

مارال هم که ممنونشم چیزی پیدانکردم تا به اندازه یقشنگیه کادوش باشه

بوووووووووووووووس برا مارال لوووووووووووووووس

بیا بغل آجی طلا

باشه آنا وشیدا شماهم بیاین همراه پ ی ک و ا ی ک

میگما میشه برم مامان صداش دراومد اینیستاهم داره گریه میکنه

ولی حتما به ادامه مطلب برید

بابای


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 20:39 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
...

سلامـ به همه ی شما دوستای مهربونـ خواهرم طلآ جونـ

خستم شد

حوصلم سر رفت

این روزا خیلی تنها شدم

طلا از ۵ شنبه صبح رفته ما هم که قرار بود بریم خونه خالمینا  به دلایلی نرفتیم

هر روز واسم تکراری شده

حوصله بیرون رفتن رو هم ندالم

البته در روزی یه ۵ دقیقه ای به مامان هم کمک میکنم

جارو میسوزونم

برق میگیرم

برنج شفته هم درس میکنم

تازه گشنه پلو با خورشت دل ضعفه هم بلدم

صبح ها که بیدار میشم

بعد صبحونه

میشینم پا کامپیوتر

تا ببینم کی کانک بشه

شب هم با کلی دعوا

و شام نخولده بلند میشم

وبدون مسواک

میرم لالا

امروز ۱شکنبه وای تا ۴ شنبه که طلا بیاد من میمیرم

اونوقت باکی دعوا کنم؟

هه هه هه

شوخی کردم

آخه من که دلم نمیاد همین یه خواهر رو که بیشتر ندالم

دوست دالم یه عالمه

هر چی بگم بازم کمه

خوش بحالش الان مشهده

من همیشه دوس داشتم تو زمستون یه سفری برم

من عاشق برفم

البته تا بچه بودم میرفتم ولی حالا یه حال دیگه میده

حتما با دوستاش آدم برفی هم درس کردهتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

وای حالا چی واسش بخرم؟

آخه تفلدشم نزدیکه

باید تا قبل از اینکه از مشهدبیاد

حتما برم بازار تا واسش خرید کنم

خب دیگه فک نکنم حرف دیگه ای مونده باشه

فقط یه چیزه دیگه یه سری شکلک که دوسشون دالم

تو ادامه مطلب گذاشتم

مراقب خودتون و خوبی هاتون باشین

بای تا های


برچسب‌ها: جاهایی که شکلکهام رو گرفتم, شکلکستانـ, آینآز
ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 18:18 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
eln@ g0mez$ و مشهد

سلنا کومز

 

سلام من به همه ی مهربونا

همتونو دوس دارم دارم اصلا برام مهم نیست که بیاید یا نه

مهم عشق من به این جاست

اومدم بگم که۲۹هم داریم میریم مشهد و امیدوارم حلالم کنید

و مطمئن باشید براهمگی دعا میکنم

الان که دارم آپ میکنم خیلی خستمه

ولی مامی داره لباس میشوره و لادن هم خونه داییمیناست و من هم راحته راحت

امیدوارم وقتی برگشتم قیافم این جوری نشه

واااای خدا جونم ایکر رو بعد از۲هفته دیدم

موهاشو شلخته زده بود و به قوله خودش ناناش شده بود

عجیجم

اگه میبینید از شکلکام ۲بار میذارم برای اینه که منم مثله نازنینه ساختمان پزشکان از چیزایی که قرینه باشن خوشم میاد

ولی.........

عجب عطسه ای

پس بقیشو نمیگم

خب

یه ال کلاسیکوی دیگه و یه باخت دیگه بر رئال

هه هه

من برم ۲دیقه درس بخونم و میام

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

۱۳

۱۴

۱۵

۱۶

۱۷

۱۸

۱۹

۲۰

۲۱

۲۱

۲۳

۲۴

۲۵

۲۶

۲۷

۲۸

۲۹

۳۰

۳۱

۳۲

۳۳

۳۴

۳۵

۳۶

۳۷

۳۸

۳۹

۴۰

نه۲دیقه خیلیه همینم خوفه

هه هه

اجازه هست برم؟؟؟؟؟؟؟؟

لالام میاد؟؟؟؟؟؟

بابای

جایی که شکلکارو گرفتم

 


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 12:0 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]
فری جون با آقای بووووووووووووق و یه تو لد برای شهرزاد جونم

سلام به همه ی مهربونا

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comخوبید دوستای گلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

وای که چقد این دل من براتون تنگیده بود

ا وااااااااااااااااااا

هه هه هه

سه شنبه امتحان ریاضی داشتیم از که اومدم آقای بوووووووووووووووووووووووق خونمون بود

جاتون خالی داشتیم تیم های اروپایی رو کارشناسی میکردیم که حرفمون ر30د به آقای فری جون(فرگوسن رومیگم)

هه هه هه

به آقای بووووووووووووق گفتم  فرگوسن رومیشناسی؟؟؟؟؟؟

گفت فری آدامسی که موهاش زرده رومیگی؟؟؟؟؟ادامه دادو گفت:

 بابا این از بچه گی آدامس دزدی میکرد.............

به خاطر همین بود که آقاش زیاد محلش نمیذاشت و میرفت ول گردی...........

خلاصه باهزار التماس اوردیمش و شد توپ جمع کن تیم بووووووووووووووووووق

خود آقای بووووووووووووووووووووووووووووووق هم اون موقعه کارشنا30 منچستر رو به عهده داشت

لازم به ذکر است که این آقای بووووووووووووووووووووووووووق 17سالش بیشتر نیست

پس چه جوری این همه کارکرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیخیال طلا خودش میگه مهم نیت آدمه

2باره ههههههههههههههههههههههههههههه

داشتم میگفتم:این فری آدامسی خیلی دوست داشت بره الترافورد

الترافورد اسم ورزشگاه اختصاصیه منچستره

هه هه هه هه هه هه هه هه هی هی هی هی هی

فری جون با هزار التماس،آقای بوووووووووووووووووووووق رو مجبور کرد ببرش منچستر

از شانس خوب فری جون آقای بووووووووووووووووووق یه پتانسیل مربی گری تو وجود فری دید.......

به خاطر همین بود که آقای بووووووووووووووق فری رو همه جا میبرد برا کشف استعداد

خلاصه سال ها گذشت و این فریanimations gym- man sweating جون با لطفی که آقای بووووووووووووووووووق درحقش کرد به مقام مربیگری منچستررسیدایناهاشش

وفری جون با کمک های آقای بوووووووووووووووووووووووق تیم منچستررو مربیگری میکرد وهمش لباساشو کثیف میکرد

تو این25سالی که فری مربی منچستر بود خیلی کارایی خوبی داشت به جز این3سال آخر

چون آقای بوووووووووووووووووووق همیشه با فری درتماس بود ولی این 3سال اخر آقای بوووووووووووووووووووووووووووق

30م کارتش رو عوض کرده و دیگه باهم درتماس نیستنMr. Krab animated gif

قصه ی ما به سر رسید               فری به موفقیت نرسید

 

بابای

طلا اومده بود

 

                                                                                          

یوووووووووووووووووووووووووهــــــــــوقالب63

ســــــــــــــــــــــــــــــــلامدوستای بی معرفت به جز یه چند نفر با معرفت

دیروز تولد کسی بود؟؟؟؟؟؟؟

آره فک کنم!!!!!!!!!

کی؟؟؟؟؟؟؟

نمیدونم

خوب پس چرا الکی حرف میزنی؟؟؟؟

برو بابا اصلا به من چه

مســـــــــخره ی لوس ننر

ا این یارو فیلمبرداره چرا این جاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لابد اومده فیلم بگیره................

طلا تو اینی؟؟؟؟؟؟؟؟
کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این دیگه

 

برو بابا من قیافم ای جوریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

طلا بدو تولد شهرزاده

یــــــــــــــــــــــــــوهـــــــــــــــــــــــــــــــو

بیا کیک براش درس کنیم من که بلد نیستم

ولی من بلدم

خنگول بگو بیان این جارو جارو کنن حالا شهرزاد میادش هاااااااااااا

دنبال کی میگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شهرزاد گمشده

مرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آره

دشمنت بمیره

دشمن من رونالدوهه

سقط بشه الهی

آمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِن ای پروردگار جهانیان

کشتمش طلاEmoticonفراااااااااااااار

خوب شهرزاد جون اومد

آناهیتا و شیدا ومارال هم هستن

یوووووووووووهو آناهیتا دلم تنگید برات

توچی؟

میدونم نمیتونی با اسم حقیقی کامنت بدی ولی نظر خصوصی بده و بگو چرا وقتی میزنگم به مارال و شیدا جواب نمیدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا ت و ل د ت و ل د ت و ل د ت م ب ا ر ک

مبارک

شهرزاذد خیلی عصبی هستی هااااااااااااااااااا

اه

خنگول او یارو خونه رو جارو نکرد بیا بکش

بیاید که جشنمون شروع شد هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورا

حالا بیاید یکم بخندیم

چی بخونم براتوووووووووووووووووووووووون؟؟؟؟؟؟؟؟

 

همه شکلکارو که نه ولی بعضی هاشو از وب مبارک خراب شده ی خودش برداشتم

هه هه

کیکمونم بخوریم حالا

smile

smile

smile

smile

هه ههتصویر

بابا کادوهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اه خسه شدم جه  آهنگ وبش چرته

این کادوی منه کتاب

اینم آناهیتا  

این یکی هم دو دخمر خاله های همیشگی مارال و شیدا

دخمر؟؟؟؟؟؟؟نه دختر!!!!!!!!!!!!!!!!

به وبش برید دختر خوبیهhttp://www.3168.blogfa.com/

آه شیدا طلا بشه فدات پیکه ی من

مارال بووووووووووووووووووس

شکلکام نیمیان

بی خیال بوووووووووووووووووووووووس به دخترا مخصوصا آناهیتا و................

آناهیتا غریبه نیست هااااااااااااا

همه میشناسنش خیلی معروفه

خوب دیگه من برم باااااااااااااااااااااااااای

[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 21:2 ] [ ♥΅ ¹²°² αlα† ΅♥ ] [ ]